‏نمایش پست‌ها با برچسب بازیهای محلی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب بازیهای محلی. نمایش همه پست‌ها

شنبه، مهر ۰۶، ۱۳۹۲

بازی محلی آذربایجانی "چیلینگ آغاجی"

در این بازی افراد به دو گروه مساوی یار کشی کرده و با روشی خاص( در همه بازیهای بومی و محلی قرعه را بصورت "یاش - قوری" انجام می دادند . بدین صورت که سنگ کوچک تختی را پیدا کرده یک طرف آن را با تُف کردن خیس کرده و به هوا پرتاب می کردند و قبل از پرتاب هر گروه یک طرف سنگ را انتخاب می کردند که یاش به معنی خیس و قوری به معنی خشک بود . این عمل همان شیر و خط امروزی است که با سکّه انجام می شود) قرعه کشی کرده و کار را آغاز می نمودند . وسایل بازی عبارت بود از یک لِس (چوب دستی) برای هر نفر و یک قطه چوب 20 الی 25 سانتی متری که دو سر آن را با زاویه 45 درجه برش داده بودند و به آن چیلینگ میگفتند و یک آغاج یعنی چوب دستی کوتاهی که 70 الی 80 سانتی متر بود .

 

 بازیکنان در زمین چمن وسیعی قرار گرفته و چاله ای را به عمق 5 سانتی متر و طول تقریبی 20 سانتی متر در نقطه ای کنده (به این چاله هاوا می گفتند) و چلینگ را بطور متقاطع روی چاله قرار می دادند . یکی از بازیکنان چیره دست گروه اول پشت چاله قرار می گرفت و همه بازیکنان گروه دوم لِس به دست از فاصله 20 الی 30 متری به بعد  پشت خطی که با توافق تعیین و کشیده شده بود در چمنزار پراکنده می شدند . بازیکن آغاز کننده بازی سر آغاج را داخل چاله و پشت چیلینگ قرار داده و با فشار زیاد چیلینگ را بطرف بازیکنان مقابل پرتاب می کرد و آنها می بایست با چوب دستی خود چیلینگ را در هوا می زدند . اگر چیلینگ زده می شد گروه اول بازی را باخته و جاها عوض می شد و در غیر اینصورت بازیکن پرتاب کننده آغاج را بطور متقاطع روی چاله بازی قرار می داد و یکی از بازیکنان مقابل باید چیلینگ را بطرف آقاج پرتاب می کرد و اگر آغاج مورد اصابت چیلینگ قرار می گرفت بازهم بازی تمام شده و جای گروهها عوض می شد ، در غیر این صورت بازیکن آغاز گر با آغاج برسر چیلینگ که بطور اوریب برش شده بود و با زمین فاصله داشت می زد (اگر این فرد دقت نمی کرد و چوب دستی بجای چیلینگ به زمین می خورد گروه سوخته و جاها عوض می شد) و چیلینگ مقداری از زمین بلند می شد و او با آغاج خود محکم  چیلینگ را می زد و سه بار این عمل تکرار می شد.
 

 هر قدر این فرد چیلینگ را از محل چاله پرتاب اولیه (هاوا) دورتر می کرد به نفع گروه او بود زیرا پس از سومین ضربه ای که به چیلینگ می زد فاصله چیلینگ تا چاله را با آغاج اندازه می گرفت (در این بازی هر 10 آغاج را یک " اُکیز" می گفتند و در ابتدای بازی دو گروه سر تعداد اُکیز برای تعیین برنده بازی توافق می کردند.) و اگر تعداد شمارش شده به عدد مورد توافق دو تیم می رسید ، گروه برنده شناخته می شد و اگر در دور اول به عدد مورد نظر نمی رسیدند همچنان بازی ادامه پیدا می کرد و باز چنانچه در دورهای بعدی چیلینگ در هوا زده می شد ، گروه پرتاب کننده می سوخت و جاها عوض می شد . زمانیکه هر یک از دو گروه بازی را می برد اعضای آن گروه از محل پرتاب چلینگ تا خط مقابل بطور رفت و برگشت بر پشت گروه بازنده سوار شده و از این کول سواری لذت می بردند .
 
 افت و خیزها و سواری دادن گروه بازنده وجد و سروری در میان تماشاچیان ایجاد می کرد که وصف ناپذیر بود . این بازی ضمن پر کردن اوقات فراغت وسیله ای برای تقویت قوای جسمانی و دقت در استفاده از چوب دستی خصوصاً در ضربه زدن بوسیله آن بود . شاید انجام همین بازیها بود که ترکهای آذربایجان را در بکار گیری از این سلاح سرد زبان زد عام و خاص کرده بود .

* استفاده از این مطلب به شرط ذکر منبع(بیرلیک یولو) بلامانع است. 

Balatarin :: Donbaleh :: Azadegi :: Friendfeed :: Twitter :: Greader :: Email To: :: Qirmiz-da paylash! ::

پنجشنبه، مهر ۰۴، ۱۳۹۲

قاپ یا آشیق

شاید تا کنون بارها ضرب المثل "جوتونه بیر ساققا" به گوشتان خورده باشد. معادل آن در فارسی یعنی (با یک تیر دو نشان).ریشه کاربرد این ضرب المثل را در اصطلاحات ترکی یک نوع بازی شبیه به قمار میتوان یافت.
« قاپ » : كه در ترکی آن را « آشيق » مي نامند استخوان كوچكي است كه در پاچه گوسفند و غيره وجود دارد . سابق بر اين « قاپ » وسيله و آلت قمار و هم جزء اسباب بازي هاي كودكان بود . ولي خانواده هاي متدين و روشن فكر مخالف بازي فرزندان خويش با اين آلت بودند .
هر « قاپي » داراي چهار وجه ، با چهار نام مختلف است كه عبارتند از « توُخان » به فارسي « اسب » سطح باريك و صاف ، « آلچي » به فارسي « خر » سطح باريك و ناصاف ، « جيك » سطح چاله دار مقابل « بوُك يا پيك » سطح بر آمده است ، مي باشد و در اصطلاح فارسي كه مي گويند : « جيك و پيك شان يكيست » همان است .
قاپ پاي راست گوسفند را كه آن را با دست راست مي گرفتند . طوريكه « توخان » زير شصت دست قرار مي گرفت « ساققا يا سققه » مي گفتند .
ساققا را گاهي سوراخ مي كردند و درون آن سرب تزريق مي نمودند . تا سنگين شود و در موقع انداختن راست ايستد . ساققا را در همدان سربال خوانند . قاپ پاي چپ گوسفند را كه مورد استفاده چپ دست ها قرار مي گرفت « سوُلاخ » مي ناميدند. همه حيوانات اين نوع استخوان را در پاي خود دارند ولي تنها از نوع گوسفندي در بازي ها استفاده مي شد و اشخاصي كه در انداختن و يا ضربه زدن با « سققه » مهارت داشتند . مي توانستند با يك ضرب آن ، دو يا چند عدد از قاپ ها را از دايره خارج كنند و صاحب بشوند ( مثل گوي بولينگ ) . 




 




لذا ، گفته اند : جوتونه ... اصطلاح « بز آوردن » و « نقش آوردن » مربوط به نوعي قمار با اين آلت بود كه آن را « سه قاپ » مي ناميدند.
استاد شهريار از قاپ هاي دوران كودكي چنين مي گويد :
بوداملاردا چوخلي جيزيغ آتميشام --- اوشاقلارين آشيقلارين اوتموشام
قورقوشوملي سققه آليب ساتميشام --- اوشاق نئجه هئج زادنيان شاداولار
ايندي بيزيم غمي دوتمور دونيالار .
« آشيق » ها را به صورت زيبا با رنگ هاي شاد رنگ مي كردند و كودكان آن روز به جاي كودكان امروز كه با پازل ( خراب درست كن و هزاران گونه وسايل بازي كه دارند. ) با آنها بازي مي كردند .

Balatarin :: Donbaleh :: Azadegi :: Friendfeed :: Twitter :: Greader :: Email To: :: Qirmiz-da paylash! ::

یکشنبه، آذر ۲۰، ۱۳۹۰

معرفی بعضی از بازیهای محلی اذربایجان

 بعضی از بازیهای محلی اذربایجان:


قیش گوتدی: به این صورت بود که افراد به تعداد مساوی تقسیم می شدند و دایره بزرگی می کشیدند و گروهی در بیرون دایره و گروهی نیز درون دایره می ایستادند و گروه داخل دایره نگهبان کمربندهایی بودند که روی زمین می گذاشتند و افراد بیرون سعی می کردند کمربندها را بردارند و گروه داخلی مانع از این کار می شدند و با زدن لگد به پای افراد بیرونی آنها را می سوزاندند و افراد بیرونی با برداشتن کمربندها به کمربندهای دیگر داخل دایره میزدند تا آنها را بردارند و تا برداشتن همه کمربندها این کار ادامه می یافت و بعد از برداشته شدن همه کمربند ها افراد داخل دایره کتک مفصلی از افراد بیرونی به وسیله کمربندهایی که برداشته بودند می خوردند تا اینکه افراد داخل بتوانند به پای افراد بیرونی لگد بزنند و آنها را بسوزانند.

گیزدیلین پاچ: این بازی به وسیله چند نفر انجام می گرفت به این صورت که یکی چشم خود را در محل مشخصی می بست و بقیه افراد قایم می شدند اگر همه افراد زودتر از فردی که چشم خود را بسته بود به محل مورد نظر می رسید و کلمه "شوبه" را می گفت فردی که چشم بسته بود این کار را دوباره تکرار می کرد تا اینکه یک نفر از قایم شدگان را پیدا می کرد و زودتر از او "شوبه" می گفت و فرد پیدا شده چشم خورد را می بست و این کار ادامه می یافت.
تپیک دو گوش : بازیگران دو دسته می شوند و روبروی هم می ایستند و بعد یک زانو را خم کرده روی یک پا هجوم می آورند و با زانوی خم شده همدیگر را می زنند . دسته ای برنده است که تعداد تلفاتش کم باشد.
مره: در یک زمین مسطح شش تا چاله "مره" می کندند طوری که مره ها دو به دو سه ردیف را درست بکنند.دو بازیگر در دو طرف مره ها می نشینند و به هر مره هفت سنگریزه می ریزند. بازیگر اول سنگ"مره"ی اول خود را برداشته به "مره"های دو تا دوتا می اندازد و می گوید:"دای-دایلاغ-مه تک - بی تک" و سنگ بی تک به هر چاله که افتاد سنگهای آن چاله تصاحب می کند. بازی یه این ترتیب ادامه پیدا می کند . منتهی اگر سنگ "بی تک" توی "مره"ی خالی بیفتد بازیگر می سوزد و نوبیت بازیگر دوم می رسد. وقتی یک مره پرپر شد یکی از بازیگرها با صدای بلند می گوید:"چوش" و آن مره از بازی خارج می شود و بازیگر دیگر حق ندارد روی آن مره "بی تک" بیاندازد.
آخر سر بازیگر برنده به سنگریزه هایی که برده فال می گیرد. بدین ترتیب که سنگ اول را از بالای شانه راست و سنگ دوم را از بالای شانه چپ به پشت سر پرتاب می کند و به ترتیب می گوید:"به بهشت خواهم رفت – به جهنم خواهم رفت – دختر می گیرم – بیوه می گیرم و. . . " سنگ آخر از بالای شانه راست یا چپ انداخته شود طرف خوشحال یا دلگیر می شود.

دین گیلیم قوز (الله کلنگ) : یک سنگ مناسب بزرگ پیدا کرده روی آن به تخته چوب می انداختند بطوری که سنگ در وسط تخته چوب قرار گیرد و دو نفر هم وزن یکی در یک طرف چوب و دیگری در طرف مقابل می نشست و به مانند الله کلنگ امروزی بازی می کردند.

بش داش: در این بازی که بیشتر دخترانه است دو نفر پنج سنگ کوچک(تقریبا به اندازه فندق) را انتخاب می کنند ابتدا سنگها را به زمین می اندازند یک نفر در پنج مرحله:
1- سنگها را یک یک با انداختن سنگ دیگر به هوا بر می دارد. اگر سنگ به زمین بیفتد طرف می سوزد.
2- سنگها را به زمین می اندازند و دو تا دوتا با انداختن سنگ برمی دارند.
3- سنگها را به زمین امی اندازند سه سنگ را یک بار و سنگ چهارم را نیز دوباره با انداختن سنگ برمی دارند.
4- سنگها را به زمین می اندازند و این بار نیز چهار سنگ را یکجا با انداختن سنگ پنجم بر می دارند.
5- در این مرحله سنگها را به زمین می اندازند و یکی را برداشته و با انداختن آن به هوا سنگ دیگری بر میدارند و با انداختن دو سنگ به هوا  سنگ دیگری را برداشته و همزمان با آن یکی از دو سنگ در دست را به زمین می گذاردو بعد از این کار سنگها را با انداختن سنگی از زمین بر می دارند.
در مرحله پایانی هر پنج سنگ را باهم به هوا پرتاب می کنند و با پشت دست می گیرند(در اصطلاح به اینکار "خم" گفته می شود)  و هرچه سنگهای بیشتری با  پشت دست گرفته شود طرف برنده می شود و تعداد خم ها تعیین کننده برنده بازی است.

بی گیزیر: وسیله این بازی شلاق و عاشیق (استخوان آرنج گوسفند یا گوساله ) است و تعداد بازیکنان این بازی هر قدر بیشتر باشد شیرین تر می شود . به این ترتیب که مهره"عاشیق" تعیین کننده شخصیت افراد در بازی با انداختن آن است. این مهره دارای شش وجه بوده که دو وجه پهن دارد که یک طرف که تقریبا شکل محدب دارد پوچ(جیک) وآن طرف آن که تقریبا مقعرشکل است دزد(بوک) و قسمت ایستاده دراز تقریبا مقعر(توخان) گیزیر قسمت تقریبا محدب آن بی (بیک) می باشدو بقیه قسمتها هر کدام به ترتیب گیزیر 7 ساله و بی 7 ساله می شود که مرحله هفت به ندرت اتفاق می افتد و به مهارت کامل نیاز دارد.
با انداختن عاشیق که نقش افراد تعیین می شود بی(بیک) دستور دهنده و گیزیر اجرا کننده می باشد. گیزیر با گفتن:"بییم بییم بیر اوغرو توتمیشام دستور ندی؟" که بی یا دزد را می بخشد و یا دستور چند ضربه شلاق به وی می دهد و هر کس مهارت کمتری در انداختن عاشیق داشته باشد بیشتر دزد می شود و شلاق بیشتری می خورد.

چیلینگ آغاج: وسایل این بازی عبارت است از یه چوب حدودا 50-60 سانتی متری و یک چوبک (چیلینگ) حدودا 20 سانتی متری. در این بازی ابتدا همانند نقطه پنالتی یک نقطه معین می کنند و بسته به توافق افراد در فاصله معینی از نقطه خطی می کشند . بازیکن  چیلینگ را باید طوری پرتاب کند که به آن طرف خط برسد اگر نرسید طرف می سوزد. بعد از این مرحله بازیکن باید با چوب به چیلینگ روی زمین ضربه زده و آن را بلند کرده و باز هم با چوب به آن ضربه بزند در اینجا بازیکن سه بار فرصت دارد اگر نتواند می سوزد هر چقدر چیلینگ فاصله بیشتری طی کند طرف امتیاز بیشتری کسب می کند. حال اگر یک بازیکن بتواند به چیلینگ سه بار ضربه بزند یعنی اول از زمین بلند کند بعد یک ضربه ماهر به طرف بالا و سپس یک ضربه محکم به چیلینگ بزند مقدار فاصله طی شده با چیلینگ اندازه گیری می شود در غیر  اینصورت اگر فرد فقط با دو ضربه چیلینگ را پرتاب کند فاصله با چوب اندازه گیری می شود . این فاصله از نقطه شروع تا محل افتادن چیلینگ است.

ماچالیشقا(خی خی = لی لی): دایره بزرگی روی زمین می کشند و بازیگران دو دسته می شوند. یک دسته داخل خط و دسته دیگر بیرون خط می ایستند. یک نفر از دسته دوم داخل خط می آید و با یک پا بازیگران داخل خط را دنبال می کند و به هر کس که دست بزند می سوزد و از دایره خارج می شود. دسته برنده داخل خط می ماند و دسته بازنده بیرون خط می رود و بازی ادامه می یابد.

Balatarin :: Donbaleh :: Azadegi :: Friendfeed :: Twitter :: Greader :: Email To: :: Qirmiz-da paylash! ::