‏نمایش پست‌ها با برچسب سیاست. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب سیاست. نمایش همه پست‌ها

جمعه، مهر ۲۵، ۱۳۹۳

نژاد فارس،آریایی و زنجانی در پژوهش معروف دکتر اشرفیان بناب و ادعاهای دنباله دار پان ایرانیسم


پیشتر بر مبنای گزارشی از سایت ایسنا و بعدها بر اساس مصاحبه تلویزیونی دکتر «اشرفیان بناب» برخی از سایت ها و بنگاه های خبری و حتی علمی بر اساس پژوهش های این پژوهشگر نتیجه گرفتند که مردمانی که هم اکنون در این سرزمین زندگی می کنند دارای ریشه مشترک ژنتیکی هستند که این ریشه به ده هزار سال پیش برمی گردد. 


اما داستان به اینجا خاتمه نمی یابد، بلکه در ادامه ی آن بر اساس پژوهش های ژنتیکی چنین مدعی می شوند که مردمان فلات ایران «آریایی» هستند.








نخست بهتر است به متن مصاحبه ی خود پژوهشگر نگاهی بیفکنیم:
 http://www.karbord.net/?content=DetailsArticle&id=70
http://www.bbc.co.uk/persian/science/2012/05/120515_l10_ashrafian_clarification.shtml


ادعا: آریاییان نخستین فلاحتگران بوده اند.
واقعیت: فلاحت نخستین بار در آسیای غربی و بین النهرین متولد شده است.

ادعا: مردمان جنوب غربی فلات ایران، همان آریاییان هستند که از ده هزار سال پیش در این سرزمین ساکن بوده اند.

پیشینه ی فلاحت: (این مطلب از تمامی دایره المعارف های معتبر زیر عنوان «Agriculture Origin» قابل پیگیری و جستجو است.

http://www.ask.com/wiki/Fertile_Crescent?qsrc=3044

http://www.ask.com/wiki/History_of_agriculture


     واقعیت: صرف مسکونی بودن جنوب غربی فلات ایران و بین النهرین و تمدن هایی نظیر عیلام و سومر، دلیل بر این نیست که آریاییان را همان سومری ها یا عیلامی ها در نظر بگیریم. گرچه بر اساس فرضیات جدید مهاجرت اقوامی که آن ها را «آریایی» می نامیم، نه از آسیای میانه که از بخش هایی از فلات ایران به جنوب غرب آن بوده است؛ این فرضیه نیاز به بررسی های بسیار دقیق تری دارد.

خود پژوهشگر معتقد به سوءاستفاده از نام «آریایی» جهت توجیه یکسانی زبان های هند و اروپایی با اهداف نژادپرستانه است. حال چگونه است که برخی بر اساس پژوهش های «دکتر اشرفیان بناب» کلیه مردمان ساکن فلات ایران را از نژاد آریایی دانسته اند، مطلبی است که در ادامه با استناد به پژوهش های چاپ شده ی خود پژوهشگر قصد داریم به آن برسیم.
لیست پژوهش های دکتر مازیار اشرفیان بناب:

 http://www.researchgate.net/profile/Maziar_Ashrafian_Bonab/publications/


 در این نوشته ما قصد بررسی یکی از مقالات مهم ایشان و توضیح مسئله را داریم:

عنوان مقاله: آیا «گسترش» شهرنشینی می تواند ساختار ژنتیکی جمعیت های انسانی را تخریب کند؟ مطالعه موردی

Is urbanization scrambling the genetic structure of human populations? A case study

این مقاله در پایگاه علمی زیر نمایه شده است:
Heredity (2007) 98, 151–156
2007 Nature Publishing Group All rights reserved 0018-067X/07
قبل از بررسی مقاله، باید یک بار دیگر خاطر نشان کنیم که تنها منبعی که مورد سوءاستفاده ی عده ای قرار گرفته است، لینکی از خبرگزاری ایسنا و هم چنین بی بی سی فارسی است و تقریبا در هیچ کدام از موارد اشاره و یا لینکی به مقالات نوشته شده ی این پژوهشگر داده نمی شود.

اگر به چکیده (Abstract) مقاله نگاهی بیندازیم مهم ترین مطلب را در آن بدین شرح می یابیم:

Despite the fact that several areas included cities of over one million inhabitants, we detected no change in genetic diversity, and only a small decrease in population structure, except in the capital city (Tehran), which was characterized by massive immigration, increased y and a large decrease in FST over time.

علیرغم این حقیقت که مناطق مختلف «مورد بررسی» شامل شهرهایی با بیش از یک میلیون ساکن هستند، هیچ گونه تغییری از نظر تنوع ژنتیکی مشاهده نمی شود و تنها کاهش اندکی در ساختار جمعیتی مورد بحث دیده می شود، به جز پایتخت (تهران) که در آن مهاجرت عظیم باعث افزایش »کروموزوم» Y و کاهش بزرگی در (فاصله ژنتیکی) در طول زمان شده است.

اندکی دقیق تر به نوشته ی بالا بنگریم: مهاجرت به تهران، عدم تغییر در تنوع ژنتیکی




 




اندکی دقت حتما برایتان آشکار می کند که هدف این نوشته به ده هزار سال پیش برنمی گردد، بلکه در توضیح تفاوت های ژنتیکی به وجود آمده پس از مهاجرت به پایتخت (تهران حدود 200 سال است که پایتخت ایران شمرده می شود) است که بنا به آمارهای ازدواج و طلاق، تهران بیشترین آمار ازدواج های بین استانی و بین فرهنگی و قومیتی را داراست و بدیهی است که این امر باعث کاهش تنوع ژنتیکی در طول زمان خواهد شد.
اساسا این مقاله در رد فرضیه ای نوشته شده است که ساختارهای ژنتیکی و جمعیتی انسان ها در طی دوره ی شهرنشینی دستخوش تخریب می شود. (Cavalli-Sforza et al., 1991)

در بحث علمی، متدهای آزمایشگاهی و یا تحلیل های آماری به کار رفته، که بحث در آن حوزه از تخصص نگارنده خارج است، قضاوت را به عهده ی متخصصین می سپاریم. توجه خوانندگان عزیز را به جدول اطلاعات نمونه گیری این پژوهشگر جلب می کنم:

چنان چه در جدول نمونه گیری مشاهده می فرمایید پژوهشگر ساکنین مناطقی هم چون تهران، قزوین، قم، همدان، مرکزی، خراسان شمالی،شیراز، اصفهان و خوزستان کد ائتنیکی «فارس» را به کار می برد، هم چنین پژوهشگر برای منطقه ی «زنجان» از کد ائتنیکی «زنجانی» استفاده کرده است.

«داده هایی که در نمونه برداری دستکاری می شوند، آیا می توانند نتیجه ای غیر از آن چیزی که دلخواهمان است، بدهند!؟ »
قضاوت در مورد نتیجه گیری ها و سوءتعبیرهای بسیار زیاد از این مقاله و این دست مقالات را به عهده خوانندگان عزیز می سپاریم."



 ی.مشیر



 استفاده از این مطلب به شرط ذکر منبع (بیرلیک یولو) بلامانع است.

Balatarin :: Donbaleh :: Azadegi :: Friendfeed :: Twitter :: Greader :: Email To: :: Qirmiz-da paylash! ::

شنبه، خرداد ۳۱، ۱۳۹۳

اسمش را بگذارید خیانت،اما آزربایجانی برای باخت ایران لحظه شماری میکند

تیمی که فلسفه وجودی اش بر پایه نژاد برتر بناگذاری شده نمیتواند بار "ملی" را با خود یدک بکشد.تیمی که اجزای تشکیل دهنده اش از اقوام و ملتهای غیرفارس بوده ولی در فضای جامعه عمومی ومجازی با نام تیم پارسی شاسانده میشود بایستی طعم شکست مفتضحانه را در برابر میلیونها بیننده داخلی و خارجی بکشد تا در اعماق وجودی شان از رئسای دست بالایی در ارکان حکومت گرفته تا تک تک بازیکنان و بخش در خواب مانده مردم ایران این نکته حک شود که خودبرتر بینی نژادی و مصادره به نفع نژاد حاکم عاقبتی جز آبروریزی رسانه ای نخواهد داشت.

 

اجیرشده گان حکومتی و همچنین قسمت در خواب مانده جامعه ایران در بازی دوسر باخت جمهوری اسلامی برای سوء استفاده تبلیغاتی از فلسفه پاک روح ورزش،که برای اهداف سیاسی خود طرح ریزی کرده است ناخودآگاه در دام افتاده اند.
با در نظر گرفتن تمامی این موارد پس باید با کمال شجاعت گفت "باخت تیم پارسی آرزوست".

Balatarin :: Donbaleh :: Azadegi :: Friendfeed :: Twitter :: Greader :: Email To: :: Qirmiz-da paylash! ::

شنبه، مهر ۱۳، ۱۳۹۲

نقش فرهنگستان ایران و دوران پهلوی در سره سازی اسامی غیرفارسی


مختصر مطلبی که مطالعه میکنید گزیده ای از کتاب "تحلیل تغییر اسامی شهرهای ایران در دوره پهلوی اول و نقش فرهنگستان ایران "به قلم خانم شهره جلال پور است.




در این کتاب که به عنوان پایان نامه دوره دکترای تاریخ ایران در دانشگاه واحد علوم و تحقیقات تهران به چاپ رسیده است با بررسی منشا و دلایل تغییر گسترده در اسامی شهرها و مناطق جغرافیایی ایران به نفع زبان دولتی آن دوران ،به مراحل مختلف و عمق این سیاست مرکزگرایانه اشاره نسبتا دقیقی شده است.در این نوشتار علاوه بر تغییرات گسترده در اسامی غیرفارسی نواحی جغرافیایی حتی تغییر اصطلاحات صنعتی،علمی نیز یادآور شده است.از دیگر اقدامات همراستا با این سیاست آسیمیلاسیون که زیرمجموعه ای از تغییرات سراسری آن دوران بود میتوان به تغییر اجباری اسامی ، نام و نامهای خانوادگی افراد،تغییر نام واحد پول کشور،تغییر تابلوی مغازه ها،تغییر نام خیابانها و معابر،تغییر نام کشور،تغییر نام مدارس و دبیرستانها،تغییر نام طوایف و مناطق ایلی و تغییر نام ماهها و سالهای کشوراشاره کرد.این سیاست که همزمان با قوت گرفتن طیف ملی گرا در بدنه اجرایی کشور و رشد غده سرطانی حزب پان ایرانیست بود به گونه ای شتابزده به اجرا گذاشته شد که مردم این سرزمین را دچار یک سردرگمی وسیع نمود که دول خارجی و سیاستمداران کشورهای دیگر نیز از این قاعده مستثنی نبودند به طوری که برخی از سیاحان و مورخین غربی در برابر این موج آسیمیلاسیون حکومتی متعجب و حیران مانده بودند.برخی از این اسامی الحاقی و تغییر یافته هم اکنون با اصرار حکومت ماندگار شده اند و برخی نیز توسط خود مردم به حالت قبلی برگردانده شده اند.در ذیل برخی از این اسامی تغییر یافته به فارسی که غالبا ترکی و عربی هستند را مشاهده میکنید.



برخی از منابع و مواخذ کتاب مذکور:
  1. مرکز اسناد ریاست جمهوری
  2. مرکز اسناد انقلاب اسلامی
  3. سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران
  4. کاتم ریچارد(ناسیونالیسم در ایران)
  5. لمبتون آ.ک.س (ایران عصر قاجار و .


دانلود کتاب به صورت فایل پی دی اف

* استفاده از این مطلب به شرط ذکر منبع (بیرلیک یولو) بلامانع است.

Balatarin :: Donbaleh :: Azadegi :: Friendfeed :: Twitter :: Greader :: Email To: :: Qirmiz-da paylash! ::

چهارشنبه، مهر ۱۰، ۱۳۹۲

لیستی از تغییر نام واحدهای جغرافیایی آذربایجان


تغییر نام واحدهای جغرافیایی آذربایجان توسط حکومت مرکزی از سال 1316 تا 1385

  
 





 تهیه و تنظیم: دکتر محمد حسن پدرام



* استفاده از این مطلب به شرط ذکر منبع(بیرلیک یولو) بلامانع است.


Balatarin :: Donbaleh :: Azadegi :: Friendfeed :: Twitter :: Greader :: Email To: :: Qirmiz-da paylash! ::

یکشنبه، مهر ۰۷، ۱۳۹۲

وضعیت تحصیلی برای کودکان غیرفارس وخیم تر از آن است که تصور میکنیم!

در حالی که قریب بر یکصد سال از شروع نظام آموزشی در ایران میگذرد و در طی این مدت زبان رسمی آموزشی منتسب به یک اقلیت مرکز نشین بوده و مابقی ملل غیرفارس ملزم به آموزش و یادگیری به این زبان بوده اند باز یک سیاست جدید در راستای آسیمیلاسون فرهنگی و زبانی در کتب تحصیلی در حال شکل گیری است.
فرهنگستان ادب و فرهنگ پارسی در سالهای اخیر و همزمان با خیز عظیم ملیتهای غیرفارس بر علیه آسیمیلاسیون،فعالیت اش را بر روی تغییر واژگان مرسوم خارجی و عموما انگلیسی متمرکز کرده که نشان میدهد مقامات ارشد حکومتی تنها به آموزش فراگیر به زبان فارسی قانع نیستند بلکه قصد آن دارند دامنه این آموزش اجباری را به دایره لغات مرسوم جهانی گسترش دهند.
در متن کتاب "مهارت و فناوری" پایه ششم ابتدایی به این بند نوشته و تصویر ضمیمه بر میخوریم که در عین وقاحت برای  کلماتی جهانی و مرسوم که در اکثر ممالک و مجامع به یک شکل شناسانده شده اند معادلی فارسی اختراع کرده اند:

زین پس به جای «کیس» بگویید «کازه»، به «موس» بگویید «موشی» و از «صدابر» به جای «میکروفون» استفاده کنید!








این در حالی است که زبان و فرهنگ میلیونها غیرفارس ساکن در این مرزهای جغرافیایی به مرور زمان در حال نابودی است و حکومت استبداد هر روز در پی سیاستی جدید برای گسترش مرزهای آسیمیلاسیون است.
با به کاربردن شکل اصیل و استاندارد واژگان جهانی از به ثمر نشستن این سیاست نژادگرایانه جلوگیری کنیم.

* استفاده از این مطلب به شرط ذکر منبع(بیرلیک یولو) بلامانع است.

Balatarin :: Donbaleh :: Azadegi :: Friendfeed :: Twitter :: Greader :: Email To: :: Qirmiz-da paylash! ::